كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

62

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

مىريزد . بعد از رودخانهء بزرگ ديگرى گذشتيم و در ساحل شرقيش اتراق كرديم . اين رود به فيروزآباد مىرود . ميان دو رودخانهء يادشده ، دهكده‌هاى مزور ، بندو ، ده‌سرو ، رچى ، كتلى ، كره‌بس و غيره قرار دارند . شب سوم مارس 1765 ، هوا آن‌قدر سرد بود ، كه آب به كلفتى چند ميليمتر يخ زده بود . امروز سه و نيم ميل آلمانى پيش رفتيم و در چنار راهدار ، كه محل وصول عوارض بود ، كنار يك رودخانه اتراق كرديم . بين بوشهر و شيراز شش پست عوارض وجود دارد . اروپايىها به خاطر امتيازاتى كه دارند ، احتياج به پرداخت عوارض ندارند . گمرك‌چىهاى ايرانى هم ، مثل گمرك‌چىهاى اروپايى ، دلشان مىخواهد ، حتى اگر آدم گناهى نداشته باشد ، انعامى به آنها بدهد . اگر آدم هميشه در چنين مواقعى ، به حقى كه دارد تكيه نمىكند ، كار خوبى مىكند . بالاخره روز چهارم مارس 1765 وارد شهر شيراز شديم ، كه در شرق چنار راهدار قرار داشت . فاصلهء بين چنار راهدار تا شيراز يك ميل و نيم آلمانى بود . بنابراين براى رسيدن از بوشهر به شيراز 18 روز در راه بوديم . در صورتى كه معمولا ميتوان به راحتى شش روزه از بوشهر به شيراز رفت . علت طولانى شدن اين سفر فقط مربوط به بد بودن آب و هوا و استفاده از بيراههء خورموج نبود ، بلكه علت اصلى طولانى شدن سفر اين بود ، كه بيشتر كالاهاى قافلهء ما را به خرهاى بدى بار كرده بودند و اين خرها نمىتوانند ، روزانه بيشتر از مسافت معينى طى بكنند .